رستارستا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

رستا

جشن تولد یکسالگی

یک اسفند ماه 92 من و بابا تصمیم داشتیم سال اول و دوم برایت جشن تولد نگیریم صرفا کیکی باشد و یک شمع و چند عکس ... من وبابا باشیم و یک پرنسس کوچک ... جشن تولد اختصاصی خودمان سه تا ... می دانستم بچه ها خیلی اذیت می شوند ، هم دیده بودم هم شنیده بودم ، ساعت خواب بهم می ریزد شلوغی ،سروصدا،بهم ریختگی ،یک عالمه عکس ودوربین که برای کودک بی معنی بی معنی است و کلافه کننده اما بزرگترها اصرار اصرار ... ومادری که تا امروز همه اش مال تو است اما چند روزی است مخصوصا امشب که اصلا حواسش به تو و غذایت ،شیرت ،پوشکت ، نیست و این چقدر برای نی نی کوچولوها عذاب است جشن یکسالگی و دو سالگی مال آدم بزرگهاست می دانستم اما... وقتی مادرجون پشت تلفن گفت به با...
29 اسفند 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رستا می باشد